آرشيو وبلاگ ![]()
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم شنبه 4 تير 1390برچسب:, :: 14:31 :: نويسنده : Fatemeh
همه ی زندگی من که این چرت و پرت هایم نیست.این خنده ها،اشک هایی که می ریزم،این بغض های پنهانی،دوستی هامان همه فصل ِ کوچکی از زندگی من اند.تـو این قدر بزرگی که نمی رسم به تو،هیچ وقت...تو این قدر هستی که بودنت را نمی بینم...فقط می فهمم در پس این فصل ها،و روزهای تلخ و شیرین،هوایم را داری.هوای ِ دلتنگی هام را.مثل ِ همیشه هستی تا زمین نخورم.یا دستم را می گیری تا دوباره بایستم...دلتنگت شده ام. امروز فهمیدم،چیزی که این روزها دنبالش می گردم،...تو بودی... تو را گم کردم که کم آورده ام...
خدایا، دارم دنبالت می گردم! لـطفا کمی صدایـم کـن! سپاس ... برای ِ حضورت در تک تک ثانیه هایم. سپاس... برای اینکه می بخشی و فراموش می کنی؛... نظرات شما عزیزان:
سلام
وبت بي نظيره خوشحال مي شم به منم سري بزني منتظر حضورپر مهرت تو وبم هستم .
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |